سلام دوستان خوبم
وای این دوست من نویسنده بود من نمی دونستم همونی که واسه عزیزش شعر میداد تا بزارم تو وبلاگ
ولی این بار این شعر رو واسه دریاها و ساحلها و به خصوص به روحی جون کرده
از این دوستم ممنونم ![]()
![]()
دریا امروز مهمان امواج سهمگین و بی
قراراست امواجی که صورت سنگهای زیبای ساحل
را بر خلاف هر روز آماج سایه های محکم خویش
قرار میدهند سیمای زیبای دریا را کفهای
خشن و ناارامی پوشانده است و خورشید این
آیینه ی زیبای طلایی رنگ نظاره گر خشم
دریاست.از چه رو خشمناکی دریا؟مگر تو نیز
آیینه ی عزیزت را از دست داده ای؟چرا کف بر
لبان زیبایت می آوری.از حرم چه دروغی این
چنین خشمناکی که اینگونه بر ساحل سنگی خزه
آلود می کوبی.ای دریا چه رویایی را از دست
دادی که این گونه به مرگ رویایت سوگواری.
آرام باش دریا میدانم که در اعماق قلب
زیبایت تلاطم یک رویا جریان دارد میدانم که
باور نداری رویای زیبایت در اقیانوس
سیاه غریب و دروغ غرق شده است میدانم که این
امواج بی قرار و سهمگینت حکایتگر قلب
ناارام توست میدانم دریا میدانم که درون تو
همه چیز نهفته است هم زباله های دریایی هم
ماهی کوچولوی عاشق میدانم آن قدر مهربانی
که همه را درون خودت جای دادی هم خزه های
لزج و چندش آور و هم تمام صدفهای زیبای
دنیا را هم عشق را هم نفرت را....چقدر زیبا
خوانی دریا...و با چه آوای خروشانی تنهاییت
را بر پهنه ی ساحل فریادی و تو ای
ساحل!چقدر در مقابل دنیای عشق دریا بی
احساسی...دریا با هر ضربه بر پیکرت قسمتی از روح خود
را در آغوشت جای می دهد اما تو او را باز پس
میزنی باز دریا نا امیدانه خود را در
آغوشت می اندازد اما هر بار ناامیدتر از قبل
باز میگردد چقدر سردی ساحل و چه بی روح از
چه کسی این همه جفاکاری آموخته ای؟ چگونه
میتوانی آغوش باز دریا را که با تمام
وجود عشقش را نثارت می سازد مغرورانه نادیده
انگاری و دست گرم دریا را که به طرفت دراز
است باز پس زنی.ببین دریا چه مهربان است
حتی هنگامی که با آغوش باز به طرفت می آید
و صدفها و گوشوارهای زیبا را نثارت میکند
و تو هر بار با سنگ بذیرایش هستی و هر بار
کوهی از سنگریزه را مهمان موج عشقش می
سازی ولی او هر بار عاشق تر باز می گردد
براستی که دریا زیباترین و باوفاترین عاشق
دنیاست عاشقی که برایش مهم نیست دل ساحل از
سنگ است عاشقی که برایش تنها چیزی که
اهمیت دارد ساحل زیبا و آن عشقی است هر موجش
در خود نهفته دارد ببین چه بی پروا خود را
در آغوش ساحل می اندازد این خشم عشق نشان
دهنده ی عشق بی پروای دریا به معشوقه اش
است معشوقه ای که به ازای ابدیت معشوقه ی
دریا بوده است و خواهد بود معشوقه ای که آن
قدر عزیز است که دریا سالها در عشقش
نالان است معشوقه ای که با غروب آفتاب خود را
در چادر سیاه شب پنهان می سازد و هر صبح با
بوسه ی دریا بیدار می شود و چشمان دریا بر
پیکر زیبایش می افتد ولی دوباره آغوشش را
بر عشق دریا می بندد ........
اما به راستی اگر روزی ساحل عشق دریا را
قبول نماید دریا از خروش باز خواهد ایستاد
؟آیا همین عشق بی قرار و ناآرام نیست که
دریا را تا این اندازه زیبا و بی قرار
ساخته دریا چه زیبایی و چه عشق با شکوهی داری
دریا تو سمبل همه ی عشق های پایداری
عشقهایی که از محدوده ی زمان خارجند عشق 2 ماه 3
ماه 1 سال 2 سال نیست عشق دریا به اندازه ی
خودش عظیم و به اندازه ی عظمتش با شکوه و
به اندازه ی تمام سالهای بی قراریش
پایدار است
خوشا به حالت دریا...دریای عاشق...دریای بی
قرار...دریای ناآرام
![]()
داداش کوچولوتون روحی جون
دوست دارم نانازی جونم ![]()
ممنونم که با نظرات خوبتون منو تنها نمیزارین ![]()
موفق باشید و سبز زندگی کنید
نوشته شده توسط روحی جون در چهارشنبه سی ام شهریور 1384 ساعت 19:13 موضوع | لينک ثابت
سلام محضر اقا امام زمان ( عج )
عاشقان عیدتان مبارک
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

جنوب عاطفه
و در جنوب عواطف ظهور خواهم كرد
من از شمال حوادث عبور خواهم كرد
بلور عشق، از آن سوى شرق دل تابيد
غبار خانه جان، غرق نور خواهد كرد
كسى به وسعت خورشيد مى رسد از راه
در آستان رهش دل صبور خواهم كرد
دلم هزار برابر گرفته از رنگ است
صفاى آيينه ها را مرور خواهم كرد
كنون كه عشق مساوى است با رنجيدن
خطوط طرح بلا را سرور خواهم كرد
شبيه بوى نسيمى، پر از نم باران
به نقش باور هستى عبور خواهم كرد
صداى آبى معراج سخت پيچيده است
به التفاتى و آهى نشور خواهم كرد
چه مى شود كه بگويى تو هم صدا با من
كه در جنوب عواطف ظهور خواهم كرد
از كتاب من تو را كال نخواهم چيد
دوست دارم نانازی ![]()
در انتظار فرج امام زمان ![]()
نوشته شده توسط روحی جون در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384 ساعت 14:6 موضوع | لينک ثابت
سلام دوستان عزیزم
دیگه از نوشتن خسته شدم نمی خواستم ادامه بدم چون داداشی گلم از من گلایه کرده بود راستی داداشی من مثل اینکه دوباره با مشکل مواجه شده من از شما دوستان خوبم می خوام که واسه داداشی من دعا کنین دوستون دارم ![]()
خدا کمک کرد یکی از دوستان من تو کنکور سراسری قبول شده د به خاطر این خوشحالی از من خواست که خوشحالی اونو واسه دوستش از طریق این شعر زیبا منتقل کنم امیدوارم خوشتون بیاد ![]()
فرستاده شده از :م . م تقدیم به ر عزیزش![]()
نمیگم دوست ندارم همیشه اسمت رو بگم
نمیگم دوست ندارم که دیگه یادت بکنم
نمیگم که دوست دارم خم روی ابروم بیارم
ولی وقتی که دلت با دل من همخونه نیست
چه توقع داری که با دل تو من بمونم .
میدونم وقتی تو چشمای کسی عشق بشینه
دیگه جایی برای نفرت و دوری تو چشاش نمی مونه
من میگم وقتی کسی دیگری را دوست نداره
نه که نفرت شایدم جدایی درمون دله
من میگم وقتی دلی سنگ صبور دلی نیست
واسه چی سنگ بزنه شیشه دل را بشکنه
نمیگم عهدی را که با دل تو بستم می شکنمش
ولی عهدی که شکستی با چی پیوند بزنم
نمیگم یادم میره شبنم رو گلدونای شمعدونی
نمیگم یادم میره عشق که اومد غم دیگه جائی نداره
ولی وقتی کسی رفت عهدی نموند
واسه چی زل بزنم به راهی که دیگه هیچ مسافری نداره
![]()
من این مطلب رو فکر کردم واسه دوست داشتن کسی داده اما حالا که کامل دیدم فکر میکنم که این دوست من هم مشکل داره از شما می خوام که برای تمام عاشقا دعا کنین ![]()
این شعر رو نمیشه واسه عزیز تقدیم کرد
ولی من از اینجا میگم که دوست دارم نانازی جونم ایشالا هر جا باشی موفق باشی ![]()
نظر یادتون نره ![]()
نوشته شده توسط روحی جون در جمعه بیست و پنجم شهریور 1384 ساعت 19:58 موضوع | لينک ثابت
سلام دوستان گلم ![]()
بازم من به عکسهایی رسیدم که حیف دونستم ازشون به راحتی و بی توجه
بگذرم
این همه تضاد در ...............................
بیشتر از این نمی توانم چیزی بگم ![]()
،
،
،
،
منبع :سایت روزنه
نظر بدین اگر ........
موفق باشید![]()
یاحق![]()
نوشته شده توسط روحی جون در شنبه دوازدهم شهریور 1384 ساعت 18:39 موضوع | لينک ثابت
سلام دوستان گلم
پنجره ها را بسته اند
![]()
![]()





منبع:سایت خبری ایسنا
من راجع به این موضوع چیزی نمی گم قضاوت رو به
عهده شما می گذارم !!!!!![]()
موفق باشید ![]()
نوشته شده توسط روحی جون در جمعه یازدهم شهریور 1384 ساعت 10:49 موضوع | لينک ثابت
سلام دوستان گلم
شعر زیر رو یکی از دوستام (م . ر ) داده و خواسته که بگذارم و
من هم اینو واستون گذاشتم
امیدوارم خوشتون بیاد

دوستت دارم را
من دلاویز ترین شعر جهان یافتم
این گل سرخ من است
دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق
که بری خانه دشمن که فشانی بر دوست
راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست!
در دل مردم عالم -به خدا-
نور خواهد پاشید
صوت خواهد بخشید
تو هم ای دوست من همین نکته به تکرار بگو ..
این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت
نه به یک بار و به ده بار . که صد بار بگو
« دوستم داری » را از من بپرس !!
« دوستت دارم » را با من بسیار بگو..................
اینو هم من تقدیم میکنم به عزیزم ن![]()
نظر یادتون نره ![]()
ممنونم که منو از نظرات گرمتون بی نصیب نمیگذارین![]()
موفق باشین ![]()
یاحق![]()
نوشته شده توسط روحی جون در چهارشنبه نهم شهریور 1384 ساعت 20:42 موضوع | لينک ثابت
سلام عزیزم ممنون از اینکه به من سر زدی![]()

دوستان شرح پریشانی من گوش کنی


نوشته شده توسط روحی جون در یکشنبه ششم شهریور 1384 ساعت 0:42 موضوع | لينک ثابت

آب مي خواهم سرابم مي دهند !
عشق مي ورزم عذابم مي دهند !
خود نمي دانم کجا رفتم به خواب !
از چه بيدارم نکردي آفتاب؟
خنجري بر قلب بيمارم زدند
بيگناهي بودم و دارم زدند !
سنگ را بستند و سگ آزاد شد
يک شبه بيداد آمد ، داد شد!!
عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام
تيشه زد بر ريشه انديشه ام
عشق اگر اين است ، مرتد مي شوم
خوب اگر اين است ، من بد مي شوم
بس کن اي دل نابساماني بس است
کافرم ديگر مسلماني بس است
...
به شقايق سوگند که تو برخواهی گشت
من به اين معجزه ايمان دارم ...
باغبان دلشاد کنج ايوان زمزمه کنان می گويد:
" منتظر بايد بود تا زمستان برود، غنچه ها گل بکنند ... "
ديرگاهيست که من روزنه را يافته ام
به اميد رويش لحظه سبز ديدار
بذر بودنت را در دلم کاشته ام ...
با خودم می گويم :
" نکند بی خبر از راه رسی و من دلخسته
با آن همه گلهای آرزو
در سحرگاه وصال جان خود را به تن خسته دشت بسپارم ... "
از نسيم خواسته ام مژده آمدنت را
به من عاشق رنگين بدهد ...
شک نبايد به دلم پای نهد
من خانه قلبم را با اشک مژه گانم آب و جارو کردم
به اميد پيوند
به اميد لبخند
به اميد صحبت
آسمان می خندد ، ماه همچون کودکی معصوم
سرسازش دارد ...
موجها می رقصند، نسترن نيز چو آهوی دشت
به سرمه مشکی چشمانش می نازد ...
عشق را می بويم
زندگی می پويم
آسمان می جويم
دلم اما غمگين سبد شيشه ای نگاه می بوسد ...
هيچ تريدی نيست
من به اين معجزه ايمان دارم
که تو هم می آيی
همراه چلچله ها، همصدای چکاوک ، هم پرواز قاصدک
هيچ ترديدی نيست
من به اين معجزه ايمان دارم
که تو هم می آيی
تو می آيی ...
موفق باشید و نظر یادتون نره![]()
![]()
یاحق![]()
نوشته شده توسط روحی جون در پنجشنبه سوم شهریور 1384 ساعت 12:30 موضوع | لينک ثابت
درباره وبلاگ

دلا ياران سه قسم اند گر بداني
زباني اند و نانی انـد و جـاني
به نـاني نان بده از در برانـش
تو نيـکي کن يه ياران زبـاني
وليـکن يـار جـاني را نگهدار
به پـايش جـان بده تا مي تواني
زمان و تاريخ و وضعيت هوا
آمار وبلاگ
عكس روز
وضعيت من در ياهو
فهرست اصلي
دوستان
پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
موزيک


فال حافظ
ابتدا نيت كنيد
سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد
.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.
POWERED BY