سلام نانازي جونم ![]()
خوبي خوشگلكم
؟
مي دوني كه دوستت دارم و تمام لحظه هام با ياد تو سپري ميشه پس مواظب خودت باش اگه من رو دوست داري
منتظرت مي مونم تا روز وصال
عاشقتم ، عاشقم باش
تو معناي عشقي پس به من هم معنا بده
دوستت دارم تا ....

فراموشم نكن عزيزم ![]()
موفق باشي ![]()
ياحق ![]()
نوشته شده توسط روحی جون در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385 ساعت 3:3 موضوع | لینک ثابت
گاو ما ما مي كرد گوسفند بع بع مي كرد
سگ واق واق مي كرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي
شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند
.موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند
.ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد
.براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند
.اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند
.او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد
.او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد
.
نوشته شده توسط روحی جون در دوشنبه بیستم شهریور 1385 ساعت 0:28 موضوع | لینک ثابت
سلام ![]()
عیدتان مبارک ![]()
اینارو تفدیم به مرگ جون عزیزم
و نانازی جونم و همه دوستانم میکنم .
چه بی قافیه شد ![]()


نانازی جونم دوستت دارم تا همیشه ![]()
نوشته شده توسط روحی جون در شنبه هجدهم شهریور 1385 ساعت 14:18 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

دلا ياران سه قسم اند گر بداني
زباني اند و نانی انـد و جـاني
به نـاني نان بده از در برانـش
تو نيـکي کن يه ياران زبـاني
وليـکن يـار جـاني را نگهدار
به پـايش جـان بده تا مي تواني
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY